شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرتو روی تو بر باده گلفام افتادباده شد آتش ازان پرتو و در جام افتاد
۲
آستین کرمت دید ز ساعد پر سیمعاشق خام طمع در طمع خام افتاد
۳
طبل خوبی چه زند پیش تو خورشید آخرطشت رسوایی او خواهد ازین بام افتاد
۴
نیست آیین لب لعل تو جز کام دهیهمه ناکامی من زین دل خودکام افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth