شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو تنگ چشمی آن شوخ بین چو ناز کندکه چشم سوی محبان به صرفه باز کند
۲
چو التماس نگاهی کنم بپوشد چشمچو آن بخیل که در بر گدا فراز کند
۳
کند ز زود شدن روز وصل را کوتاهشب فراق ز دیر آمدن دراز کند
۴
مرو به صومعه گو روی خود گشاده مبادکه روی اهل حقیقت سوی مجاز کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth