خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه از دل دیده رخت خود به موج خون بردبا خیال طاق ابرویت به پل بیرون برد
۲
هرکه چون روح القدس در وی دمد لعلت دمیاز سبکروحی چو عیسی رخت بر گردون برد
۳
لعل جانبخشت نوشت از خط فسون دلبریهیچ کس دل بلکه جان مشکل ازین افسون برد
۴
وقت صوفی خوش که سازد رهن پیر می فروشخرقه صد پاره چون گل باده گلگون برد
صفحهٔ ۱ از ۲