خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوار من که غبار رهش به ماه رسیدنشسته گرد به رخ چاشتگه ز راه رسید
۲
چو مه به موکب سیاره بود شبگیرشولی جریده چو خورشید چاشتگاه رسید
۳
پناه ساخته خورشید را به مشکین چتربه فرق راه نشینان بی پناه رسید
۴
ز کوس شاهی و بانگ سپاهیش برخاستخروش و ولوله از شهر و کو که شاه رسید
صفحهٔ ۱ از ۲