خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صوفی از زنگ سوی آیینه دل بتراشچهره حال خود از ناخن فکرت بخراش
۲
غایبان را نبود بهره ای از نفخه قربهر زمان نفخه دیگر گذرد حاضر باش
۳
روی در عشق کن واز دو جهان یکتا شوزانکه سد ره تو فکر معاد است و معاش
۴
پرده چشم شهودت ز رخ شاهد عشقنیست جز هستی تو کاش نمی بودی کاش
صفحهٔ ۱ از ۲