خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برکنار طاس گردون زد هلال انگشت دوشعاشقان رامژده ایام عید آمد به گوش
۲
ماه نورابا شفق دانی قران بهر چه بودعید شد یعنی ز جام زر شراب لعل نوش
۳
میفروشی هر چه هست از خودفروشی بهتر استچند عیب میفروشان می کنی ای خودفروش
۴
پرده از عیب کسان برداشتن نبود هنرگر نیاری پاک شستن عیبشان باری بپوش
صفحهٔ ۱ از ۲