خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که بر خیل بتان ساخت خدا پادشهشسرمه اهل نظر باد غبار سپهش
۲
شرمسارم که چو آمد به سرم قاصد اوبرنیامد ز تنم جان که فشانم به رهش
۳
حسن قاصد چو به مقصودی شه خاص بودکی سزد چشم گدایان که شود جلوه گهش
۴
چون رسد جلوه کنان کوکبه حسن ایازبجز از دیده محمود نشاید نگهش
صفحهٔ ۱ از ۲