خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان و دل پیوند کن با یار بی مانند خویشهرچه غیر از عشق او بند است بگسل بند خویش
۲
او به ذات خود غنی مطلق آمد لیک هستدر ظهور این غنا محتاج حاجتمند خویش
۳
زاهد از نظاره خوبان مرا سوگند دادجلوه گر زیشان تویی چون نشکنم سوگند خویش
۴
هیچ چیزی نیست پیش دیده عارف حجاباوبه عشق توست مشعوف زن و فرزند خویش
صفحهٔ ۱ از ۲