شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دردا که درآمد به درت پای به سنگمشد پای گذشتن ز سر کوی تو لنگم
۲
دربسته و دیواربلند است برون آکز تنگدلی با در و دیوار به جنگم
۳
اول رخ من زرد شد آنگاه به خون سرخسودای تو گرداند بسی رنگ و رنگم
۴
خلوتگه وصل است مکن بند قبا تنگکز پیرهنت هم من دلخسته به تنگم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth