شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو دست بی تو بدین چشم اشکبار برمبه آستین ز مژه در شاهوار برم
۲
میان اشک شدم غرقه آشنایی کوکه رخت خویش ازین موج باکنار برم
۳
به هر بهانه بری روزگار پیش رقیبتو روزگار بری و من انتظار برم
۴
برای حاجت وصلت بس است مشعل آهچه حاجت است که شمعی به هر مزار برم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth