خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گناه عشق بتان گرچه ساخت نامه سیاهمبس است خط عذار تو عذرخواه گناهم
۲
نه قطره هاست ز اشکم به روز زرد فتادهز دست آبله ها چهره از زباله آهم
۳
هزار تن بودم کاشکی که بهر قدومتدر انتظار نشیند یکی به هر سر راهم
۴
میان خلق همی بندم از تو چشم جهان بینولی به دیده دل نیست جز سوی تو نگاهم
صفحهٔ ۱ از ۲