خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو نیست بخت که شب روی روشنت نگرمفروغ شمع فتاده به روزنت نگرم
۲
پس از وفات به خاکم خرام بهر خدایکه گرد خویش نشسته به دامنت نگرم
۳
پر از دعاست چو طومار دست من عمریستدرین هوس که حمایل به گردنت نگرم
۴
چو گل نقاب گشایی چو دیگران بینندچو غنچه روی ببندی اگر منت نگرم
صفحهٔ ۱ از ۲