خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عقل می گفت که چند است صفات تو و چونعشق زد بانگ که « سبحانک عما یصفون »
۲
شیوه عشق بود کشف حقایق کردنعقل از عهده این کار نیاید بیرون
۳
قول کن امر تو را تعمیه و روپوش استور نه پیرایه صنع تو نه کاف است نه نون
۴
خود به هر شکل که خواهی بدر آیی وانگهبه جهان درفکنی دبدبه «کن فیکون »
صفحهٔ ۱ از ۳