خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست جز رشته جان آن لب باریک و دهانبه شکر خنده گشاید گره از رشته جان
۲
دل همی جست نشانی زمیان تو ولیجز کمر زان طلبش هیچ نیامد به میان
۳
بهره از میم که ماند به دهانت لب راستسر برآورده به لب لیسی ازانست زبان
۴
چون زنی غمزه در ابرو مفکن چین که دریغتیر چون رفت دگر باز نیاید به کمان
صفحهٔ ۱ از ۲