خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نموده ست سر از طرف کله کاکل توروز بر کج کلهان کرده سیه کاکل تو
۲
برسر موکب خورشید جبینان تو شهیهندوی چتر گشا بر سر شه کاکل تو
۳
رفت بر باد هوا رشته جمعیت مامی ندارد سر این رشته نگه کاکل تو
۴
دل به فکر ذقن توست دریغا که نشددستگیر دل افتاده به چه کاکل تو
صفحهٔ ۱ از ۲