خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاهد گل باز زنگاری نقاب انداختهبلبل دلداده را در اضطراب انداخته
۲
نرگس و لاله به روی سبزه پنداری به خوابمستی افتاده ز کف جام شراب انداخته
۳
چادر کافوری خود را شکوفه شست و شویکرده صبح و چاشتگه بر آفتاب انداخته
۴
عکس گل در آب و گل بیرون همانا گلرخیپیرهن کرده برون خود را درآب انداخته
صفحهٔ ۱ از ۲