خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مرا از آتش سودای تو جان سوختهپیرهن از تن تن از دل دل ز هجران سوخته
۲
آتش دل بر زده از سینه چاکم علمکهنه دلقم از گریبان تا به دامان سوخته
۳
در میان آتش و آبم ز دیدار تو دوراشک پیدا غرقه کرده داغ پنهان سوخته
۴
می فرستم سوی تو در شرح هجران نامه ایاز سرشک و آه مضمون شسته عنوان سوخته
صفحهٔ ۱ از ۲