خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند باشم چشم بر در، گوش بر آواز پایروزی از راه ترحم بر من بیدل درآی
۲
گرچه برجا مانده ام در کنج هجر از ضعف تنچون رسد آواز پایت برجهم بیخود ز جای
۳
تا تو نگشادی در غمخانه ام نگشاد بختیک در راحت به روی من درین محنت سرای
۴
هیچ مأوا را نباشد بی قدومت رونقیوای مأوایی که از وی پای گیری باز وای
صفحهٔ ۱ از ۲