خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر چو ز جیب برزنی جلوه بامداد راصبح دمد به روی تو حرز «و ان یکاد» را
۲
زاده خاک این درم بر در دیگرم مرانداغ مفارقت منه بنده خانه زاد را
۳
تا به سواد دیده کس جا نکند بغیر توگریه به سیل خون دهد مردم این سواد را
۴
نامه رسد چو از منت روی رقیب سنگدلکن به سواد آن سیه تجربه المداد را
صفحهٔ ۱ از ۲