خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عارض ز خط آراسته شد نوش لبم رابرهم زد ازان عارض و خط روز و شبم را
۲
آن نخل طرب را چو گزیدم لب شیرینگفتا که مکن خسته ز دندان رطبم را
۳
دل داشت نوای طربی فرقت آن ماهبا ناله بدل کرد نوای طربم را
۴
دارم به تو روی از همه زان دم که نهادنددر قبضه عشق تو زمام طلبم را
صفحهٔ ۱ از ۲