خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی فراق تو چون مرگ هادم اللذاتحیات و دولت وصل تو متحد بالذات
۲
منم فتاده به گرداب غم به دستم دهکمند زلف کزان باشدم امید نجات
۳
به فسق و زهد قضا برنگردد ای ساقیبدین ترانه بده می که کل آت آت
۴
چو بیشتر تلف عمر ما ز هشیاریستبغیر باده چه امکان تلافی مافات
صفحهٔ ۱ از ۲