خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کرد جا به گوشم آوازه جمالتخلوتسرای دل شد جولانگه خیالت
۲
در هجر تو بمردم نشنیده بوی وصلتدر دام تو فتادم نادیده زلف و خالت
۳
تو شاه ملک حسنی من تنگدل گداییدر خاطرم نگنجد اندیشه وصالت
۴
شرح ملامت خویش از هجر تو چه گویمترسم که طبع نازک گیرد ازان ملالت
صفحهٔ ۱ از ۲