خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گنج مراد را که بر او قفل ابتلاستدندانه کلید ز دندان اژدهاست
۲
آن رخنه ها به جان که ز دندان وی فتاددر ملک فقر کنگره قصر کبریاست
۳
فقر است راحت دو جهان زینهار ازانمیل غنا مکن که غنا صورت عناست
۴
راحت همین به قاف قناعت بود بلیعنقا همه عناست چو از قاف خود جداست
صفحهٔ ۱ از ۲