شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر لبم تا نفسی می رود و می آیدهمدم یاد کسی می رود و می آید
۲
جان که از تن کند آمد شد کویت مرغیستکه به باغ از قفسی می رود و می آید
۳
دعوی صدق محبت نه حد همچو منیستدر دل از تو هوسی می رود و می آید
۴
دلم از محملت آویخته با ناله زارچون معلق جرسی می رود و می آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth