شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با تو یکجا نمی توانم بودوز تو یکتا نمی توانم بود
۲
با تو دارم چو تن به جان پیوندتن تنها نمی توانم بود
۳
بر سر کوی تو ز بیم رقیبآشکارا نمی توانم بود
۴
بی تو بالین نشایدم ز حریرسر به خارا نمی توانم بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth