خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به نظاره کرده رو موکب ماه من نگرخیل بتان سپاه او حشمت شاه من نگر
۲
پی سپرم به راه او باور اگر نمی کنیجسته ز نعل توسَنش شعله آه من نگر
۳
هست کلاه بندگیش افسر سربلندیمچون مه نوسپهرسا ترک کلاه من نگر
۴
باغ تر است و تازه او خشک گیاه او منمرفته به صرصر غمش خشک گیاه من نگر
صفحهٔ ۱ از ۲