شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجا شد آنکه ز بغداد مستقر سلفبه حله روی نهادم ز حله رو به نجف
۲
نجف مگوی که آن قبله جای مجد و علانجف مگوی که آن بارگاه عز و شرف
۳
نهاده اهل وفا بر ستانه او رویکشیده اهل صفا بر حوالی او صف
۴
بر آن ستانه فرو ریختم ز جیب نیازز عجز و ضعف هدایا ز فقر و فاقه تحف
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth