خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار شد شهرگرد و هر جاییجاکن ای دل به کنج تنهایی
۲
رخش آلوده نظرها شدنظر خود به وی چه آلایی
۳
چون ز معشوقیش نیاسودیبه که از عاشقی برآسایی
۴
گرچه بینایی بصرها شدطلعت او به حسن و زیبایی
صفحهٔ ۱ از ۲