خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به شب فروخته رو خانهٔ که میپرسیبه شمع ره سوی کاشانهٔ که میپرسی
۲
به عشوه در حرم کعبه پرسیم خانهچه کعبه و چه حرم خانهٔ که میپرسی
۳
ز زلف و خال تو دلهای ما گرفتارندخبر ز دامگه و دانهٔ که میپرسی
۴
به هر زبان ز تو افسانهای و خستهدلاننهاده گوش که افسانهٔ که میپرسی
صفحهٔ ۱ از ۲