شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که افسانه این دیدهٔ تر می‌پرسیحال این غرقه به خوناب جگر می‌پرسی
۲
نیست بر مردم روشن بصر این پوشیدهپرس ازین جان و دل سوخته گر می‌پرسی
۳
دیده بر طلعت خوبان نگشایی زنهارای که از فتنه ارباب نظر می‌پرسی
۴
عیب در مذهب ما زهد و هنر عشق بودگفتم اینک اگر از عیب و هنر می‌پرسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth