شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

شمارهٔ ۴ - سخن در وصف خویشتن

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن باغ داغ پررر آذر طبیعتمکش برگ و بر ز اخگر و طیرش سمندر است
۲
آن روضه ام که هر شجرش راکه باغبانآبش ز خون دل ندهد خشک و بی بر است
۳
آن پای تا بسر همه زخم و جراحتمکورا بخواب عافیت ، الماس بستر است
۴
آن خسته ام که در تب صفر او جوش خونفصادش ، آتش جگر و شعله نشتر است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth