شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوری به سر افتاده، رسوای محبت راساکن نتوان کردن، غوغای محبت را
۲
هنگامهٔ محشر را، برهم زند از مستیآن دم که به حشر آرند، شیدای محبّت را
۳
درد دل عاشق را عیسی نکند چارهدرمان ندهد سودی، سودای محبت را
۴
گردی ز نمکدان لعل لب او باشدشوری که به جوش آرد، دریای محبّت را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth