شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفتذوق مستی داشتم چون گل، ایاغ از دست رفت
۲
پای در دامان کشیدم شد گریبانگیر، عشقرفتم از دنبال دل، کنج فراغ از دست رفت
۳
رنگ مطلب ریختن خاکسترم بر باد دادبویی از گلزار می جستم، دماغ از دست رفت
۴
تا سرآمد کوچه راه عمر، پا ازکار ماندبس که سودم کف به هم ز افسوس، داغ از دست رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth