خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را تن ضعیف به زندان عالم استاین هم که زنده ایم ز دستان عالم است
۲
از شورش جهان سر زلف حواس منآشفته تر ز حال پریشان عالم است
۳
کامش به غیر دانهٔ دل آشنا نشدمور قناعتم، که سلیمان عالم است
۴
ناموس روزگار به گردن گرفته استسلطان غیرتم، که نگهبان عالم است
صفحهٔ ۱ از ۲