خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟سر تا قدم ما چو دل آغشته به خون است
۲
ما و حرم عشق، که از گریهٔ احبابدیوار و در آنجا، چو دل آغشته به خون است
۳
بازآ که مرا دیده جدا ز آن گل عارضاز خار تمنّا، چو دل آغشته به خون است
۴
از جوش غمت حوصله بر درد، کمی کرداینجاست که دریا چو دل آغشته به خون است
صفحهٔ ۱ از ۲