شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تاکی ز جوی هر مژه ام اشک و خون رودیک ره ز در درآ،که غم از دل برون رود
۲
در پیش چشم من نگهت با رقیب بوداین داغ حسرت از دل آزرده چون رود؟
۳
خون می رود ز دیدهٔ ما دل شکستگاناز شیشهٔ شکسته، می لاله گون رود
۴
عطار زلف او چه کند با دماغ من؟نشنیده ام ز فکر پریشان جنون رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth