خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سیل مرگ، بی تو دل تشنه آب شددیر آمدی و خانهٔ طاقت خراب شد
۲
تفسیده تابه ای، شده بستر ز تب مراپهلو به هر طرف که نهادم کباب شد
۳
آورده است رشتهٔ جان رو به کوتهیاز بس که صرف، درگره پیچ و تاب شد
۴
مستم درین مرض، که ز یاد نگاه اونشتر دوید تا به رگ من، شراب شد
صفحهٔ ۱ از ۲