خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر رشته صبری که ز دل رفت و نهان شدما را رگ جان گشت و تو را موی میان شد
۲
اورنگ نشین بوده ام اقلیم بقا رااین جسم فرومایه مرا دشمن جان شد
۳
در شام غریبی مطلب لقمه بی رنجموسی چو برون از وطن افتاد شبان شد
۴
مشکل به شط باده شود زاهد سگ، پاکبیجا دو سه جامی می پاکیزه، زیان شد
صفحهٔ ۱ از ۲