خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از عشق، تن سوخته جانان گله داردزین شعلهٔ بی باک، نیستان گله دارد
۲
زندان شده مجنون مرا دامن صحرادر سینه دل از تنگی میدان گله دارد
۳
افزود غم عشق ز غمخواری ناصحدردیست دلم را که ز درمان گله دارد
۴
بسمل شدنم جنبش تیغ مژه می خواستدل ازکمی جور فراوان گله دارد
صفحهٔ ۱ از ۶