خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بستم کمر چو عنقا در بی نشانی خویشبر جا گذاشتم نام، از ناتوانی خویش
۲
چون من کسی مبادا، تنها ز یار و محرمدل نیست، با که گویم، درد نهانی خویش؟
۳
اشک سبک عنانم صحرانورد وحدتاز شهربند دلها، بردم گرانی خویش
۴
بار گران هستی، از دوش خود فکندیمجان را کجا توان برد بی یار جانی خویش؟
صفحهٔ ۱ از ۲