شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۶۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانمنگاهی گرد دل می گردد و اظهار نتوانم
۲
ز خجلت سر به پیش افکنده ام نه عجز و نه عذریگناه من اگر عشق است، استغفار نتوانم
۳
گریبان پاره می آیم به کویت هر سحر، ترسمکه مستم محتسب پندارد و انکار نتوانم
۴
اگر ز آلایشم آزرده ای، اوّل قدح در دهبه مستی می توانم پاک شد، هشیار نتوانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth