خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانمکه اندک التفاتی از تو بسیار است می دانم
۲
بحل کردم اگر خون من از بیگانگی ریزیکه پاس آشنایی بر تو دشوار است می دانم
۳
نمی دانم زیان و سود سودای محبّت رادل من ساده و آن غمزه پرکار است می دانم
۴
سر پرسیدن کس نیست پنداری خیالش رادلم در سینه عمری شدکه بیمار است می دانم
صفحهٔ ۱ از ۲