خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خون خود چو گل آغشته دامن تا گریبانمبه چشم طفل طبعان گرچه از رنگین لباسانم
۲
کسی جز شانه خار از پای من بیرون نمی آرددرین وادی ز بی غمخوارگی از سینه چاکانم
۳
ندامت هرگز از عصیان نشد نفس مرا حاصلهمین در زندگی از آشنایی ها پشیمانم
۴
میان عاشق و معشوق قاصد محرمی بایدشکایت نامهٔ دل می برد رنگ پرافشانم
صفحهٔ ۱ از ۲