خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو و زهد خشک زاهد، من و عشق و می پرستیتو و عیش و هوشیاری، من و گریه های مستی
۲
سر برهمن ندارد، دل بی وفاش نازمصنمی که برد از دل هوس خداپرستی
۳
به ره وفا برآید چه ز بخت کوته ما؟مژهٔ تو گر به دلها نکند درازدستی
۴
ز حیات آنقدر غم بودم که گر بخواهددر نیستی برآرد دلم از غبار هستی
صفحهٔ ۱ از ۲