شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی

دفتر سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای غلام اکنون تو پر بین مشک خودتا نگویی درشکایت نیک و بد
۲
آن سیه حیران شد از برهان اومی‌دمید از لامکان ایمان او
۳
چشمه‌ای دید از هوا ریزان شدهمشک او روپوش فیض آن شده
۴
زان نظر روپوشها هم بر دریدتا معین چشمهٔ غیبی بدید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth