خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر چه نیست ترا هیچ پاس اهل وفاقبیا که طاقتم از دوریت رسیده به طاق
۲
کمان ابرویت ار مختلف زند تیرمرواست آنکه گهی جفت خوانمش گه طاق
۳
به دشمن این سخن غم فزا نباید گفتکه تنگ بسته بخون ریز دوست دست نطاق
۴
درون سینۀ ما نیست کینۀ احدیدلی که خانه عشق است نیست جای نفاق
صفحهٔ ۱ از ۲