شعر را زندگی کن
خلوتی با غبار همدانی

شمارهٔ ۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نباشم راحت از دستت چه در خواب و چه بیداریبه هرجا رو کنم آنجا تو دست سلطنت داری
۲
سراپای وجود خود بسی در سال و مه گشتمبه غیر از تو به ملک دل ندیدم هیچ دیّاری
۳
به چشم دل چه من دیدم دل موری عیان دیدمسلیمانی در او اندر به کار مملکت داری
۴
ز اشراقات انوار جمالش محو و هم هیچمبمانند سراجی کش بر خورشید بگذاری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth