خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشبشبی کاو را ز پی صبحی نباشد آن شب است امشب
۲
ببین بر چنبر کاکل رخ آن ماه سنگیندلمبند ای ساربان محمل قمر در عقرب است امشب
۳
جرس در ناله و صبح وداع و جسم و جان در پیمخسب ای دل که وقت ذکر یارب یارب است امشب
۴
خدا را آسمان لختی عنان صبح در هم کشکه پنهان با لبش دل را هزاران مطلب است امشب
صفحهٔ ۱ از ۲