خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بپای دار کشد محتسب ز میکده مستمخدا کند که نگردد رهاقرا به زدستم
۲
ز چشم سرخوش ساقی رهین عهد الستمکه تا بحشر نبینند جز پیاله بدستم
۳
برغم زاهد مسجد که زد بسنک سبویمهزار توبه ز می کردم و دوباره شکستم
۴
صبا بگو بکماندار من که ساعد سیمینمدار رنجه که من صیدپای رفته بشستم
صفحهٔ ۱ از ۲