شعر را زندگی کن
خلوتی با نیر تبریزی

شمارهٔ ۱۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل گسست از من و با چشم تو پیوست به همدشمن و دوست به خونم شد و همدست به هم
۲
رشتهٔ مهر چنان می‌گسل از هم که چو خطز در صلح در آید بتوان بست به هم
۳
به کدامین طرف ای موج روانی که دگرزورقی نیست درین بحر که نشکست به هم
۴
تیر مژگان تو تا در دل خونبار نشستشستم از دیده به یک چشم زدن دست به هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth